ما که عادت کردیم ولی این خبرها را که میشنویم داغ دلمان تازه میشود.شاید هم این اتفاقات از اه دل محسن چاوشی است.نمیدانم.

تهیهکننده فیلم سینمایی "سنتوری" با انتقاد شدید از عملکرد مسئولین سینمایی، تعویق اکران فیلم را حاصل بلاتکلیفی مسئولین در اتخاذ تصمیمی واحد دانست. فرامرز فرازمند درباره مشکلات به وجود آمده برای "سنتوری" گفت: "پس از حک و اصلاح فراوان و امروز و فرداکردنهای مکرر، مسئولان مجوز نمایش "سنتوری" را صادر کردند. اما نمیدانم چطور شد یکباره و سه روز مانده به اکران از نمایش عمومی آن جلوگیری شد. در حالی که ما برای دریافت پروانه نمایش همه اصلاحات مورد نظر را اعمال کردیم. با این حال فیلم اجازه اکران نگرفت." وی در ادامه افزود: "اگر تصمیم دوستان بر این بود که "سنتوری" اکران نشود، باید آن را زودتر اعلام می کردند و صادقانه می گفتند فعلا صلاح نیست فیلم نمایش داده شود تا ما این همه برای تبلیغات فیلم هزینه نکنیم. با این اتفاق تمام هزینه های صرف شده بابت تبلیغات خیابانی و ... یکباره به هدر رفت." فرازمند با اشاره به اینکه چنین برخوردهایی لطمهای بزرگ به بخش خصوصی وارد می کند، از سینماگران به خاطر نداشتن اتحاد و همدلی انتقاد کرد و گفت: "متاسفانه ما سینماگران با یکدیگر اتحاد نداریم. اگر کارگردانان و تهیه کنندگان فعال بخش خصوصی در این مواقع با هم متحد شوند، این اتفاقات کمتر رخ می دهد. چرا که این برای نخستین بار نیست که چنین برخوردی با فیلم می شود و قطعا آخرین بار هم نخواهد بود." تهیه کننده "سنتوری" در پاسخ به این سئوال که علت تعویق اکران از سوی مسئولین چه مواردی اعلام شده، گفت: "نمی دانم، فقط گفته اند فعلا این فیلم نباید اکران شود. واقعا مشخص نیست چرا فیلمی مثل "سنتوری" که می تواند به مخاطب در رابطه با پدیده شوم اعتیاد هشدار بدهد اجازه اکران پیدا نمی کند. من گمان می کنم این فیلم قربانی دیدگاههای سلیقه ای شده است. به هر حال درباره هر فیلمی دیدگاههای مختلفی وجود دارد و نباید نظرات خود را به دیگران تعمیم داد." وی در پایان گفت: "سینمای مهرجویی دارای هویت مشخص است. فیلم های او چه قبل از انقلاب و چه پس از آن برگرفته از نگاهی فلسفی و جامعه شناسانه است که همواره سعی می کند مشکلات موجود در جامعه را با نگاهی سینمایی به تصویر بکشد. کارنامه و دیدگاه او هم مشخص است و نباید با سینمای مهرجویی اینگونه برخورد کرد." فرازمند از زمان دقیق اکران فیلم "سنتوری" اظهار بی اطلاعی کرد و افزود: "هیچ چیز معلوم نیست. فعلا نمایش فیلم به تعویق افتاده، حالا تا چه زمانی واقعا نمی دانم؟"
چارلز چاپلين : از لحظه اي كه بليط سينما را مي خريد وارد دنياي ديگري مي شويد.
كرك داگلاس :1- هميشه به پسرهايم گقته ام كه آنها هيچ وقت از مزيت هاي من به خاطر تولد در فقر برخوردار نبوده اند.
2-براي بدست آوردن هر چيزي بايد شجاعت شكست خوردن را داشته باشيد.
3-فيلم ساختن يك جور خود شيفتگي است.
اينگريد برگمن : 1-من خجالتي ترين آدمي هستم كه تا بحال وجود داشته ولي شيري درونم دارم كه هيچ وقت خفه نمي شود.
2-از كارهايي كه كرده ام پشيمان نيستم فقط از كارهايي پشيمانم كه انجامش نداده ام.
كري گرانت :1- مهم اين است كه بدانيد از كجا آمده ايد و به اين شكل مي توانيد بفهميد كه به كجا داريد مي رويد.
2-من احتمالن به اين خاطر اين حرفه را انتخاب كرده ام كه دنبال موافقت٬ پرستش٬ تحسين و محبت بوده ام.
كلارك گيبل : 1-تنها علتي كه موجب مي شود آنها بديدن من بيايند اينست كه من مي دانم زندگي بزرگ است و آنها مي دانند كه من اين قضيه را مي دانم.
2-من مثل يك حرامزاده زحمت كشيدم تا چند حقه ياد بگيرم و مثل يك گاو جنگيدم تا بسمت نقش هايي كه نمي توانم بازي كنم كشيده نشوم.
تام كروز : هيچ نقطه اي در اوج قدرت وجود ندارد كه بتواني بنشيني و راحت استراحت كني.
جيمز دين : طوري آرزو كنيد كه انگار هميشه زنده مي مانيد و طوري زندگي كنيد كه انگار همين امروز مي ميريد.
همفري بوگارت : من از تشييع جنازه ها بدم مي آيد. اين مراسم براي شخص مرده نيست اين مراسم براي آدمهايي است كه زنده مي مانند و از عزاداري لذت مي برند.
شون كانري : بيش از هر چيزي دوست دارم يك پيرمرد با چهره ي مقبول باشم مثل هيچكاك يا پيكاسو.
جاني دپ : 1- تنها مخلوقاتي كه تا حدي رشد كرده اند كه عشق حقيقي را بفهمند٬ سگها و كودكان هستند.
2- آمريكا مثل يك توله سگ بي زبان است كه دندانهاي بزرگي دارد و مي تواند متجاوزانه گاز بگيرد و به شما آسيب برساند.
كاترين دنو : كارگردان ها بايد مرا هل بدهند چون من هيچ وقت از بالا شروع نمي كنم كه بعد از آن لازم باشد مرا پايين بكشند. بايد مرا به بالا هل بدهند. هميشه نه ولي اكثر اوقات لازم است.
مورگان فريمن : در تمام طول زندگي تنها بوده ام به همين خاطر كاملن خودم را مي شناسم. پس وقتي به خودم نگاه مي كنم همه چيزي كه مي بينم خودم هستم و اين ملال آور است.
سيلوستر استالونه : مردم فكر مي كنند كه من عقل چنداني ندارم٬ پس چرا تصورشان را بهم بزنم.
سيگورني ويور : در هاليوود اگر شما مرد باشيد و آزادانه افكارتان را بيان كنيد به عنوان يك مرد كامل شناخته مي شويد. اما اگر يك زن باشيد و همين كار را بكنيد چيزي بيشتر از يك هرزه ي اعصاب خورد كن نيستيد.
ويليام هولدن : هر چقدر مي توانيد فيلم بسازيد ٬از هر 4 تا يكي خوب مي شود٬ يكي از 10 تا خيلي خوب مي شود و يكي از 15 تا جايزه اسكار مي گيرد.
داستين هافمن : يكي از ويژگي هاي موفق بودن اينست كه من ديگر از مرگ نمي ترسم وقتي يك ستاره ايد انگار مرده ايد. شما جاويدان شده ايد.
ادري هپبرن : يادتان باشد اگر به دستي براي كمك نياز داشتيد در انتهاي بازويتان قرار دارد .همين جور كه داريد پيرتر مي شويد يادتان باشد كه يك دست ديگر هم داريد : يكي براي اينكه به خودتان كمك كنيد و دومي براي كمك به ديگران.
جان وين : دلم مي خواهد در خاطره ها بمانم. مثل ضرب المثل مكزيكي كه مي گويد : او زشت٬ قوي و بزرگ بود.
جك نيكلسون : شما فقط به دو نفر در زندگي تان دروغ مي گوييد : نامزدتان و پليس!
آنتوني كويين : در اروپا بازيگر يك هنرمند است. در هاليوود اگر كار نكند ولگردي بيش نيست.
رابرت ردفورد : به عنوان يك كارگردان خودم را به عنوان بازيگر دوست ندارم و به عنوان بازيگر خودم را به عنوان كارگردان دوست ندارم.
شان پن : من خودم را يك سياستمدار ويژه نمي دانم. فكر مي كنم همان اندازه به عنوان يك بازيگر به كارم ادامه مي دهم كه به عنوان يك انسان.نگراني هايي كه باعث شد تو كار سياست بيفتم مايه ي انساني داشت.
رابرت دنيرو : يكي از نكات درباره ي بازيگري اينست كه به شما اجازه مي دهد زندگي بقيه ي مردم را تجربه كنيد ٬بي آنكه بهايش را بپردازيد.
رد استايگر : بازيگري به نظر خيلي باشكوه مي آيد . ولي اين كاريست كه بيش از همه چيز باعث مي شود به خدا شبيه شوم. من سعي مي كنم يك انسان بسازم٬ او هم همين كار را مي كند.
لارنس اليويه : بازيگري توهم است همان قدر توهم است كه جادوگري و هيچ چيز بيشتري براي واقعي بودن وجود ندارد.
آل پاچينو : يك بازيگر با احساساتش ورزش مي كند٬ اين پروسه ي رنج آوريست.
پيتر سلرز : اگر از من بخواهيد كه خودم را بازي كنم . نمي دانم چه كار بايد بكنم . نمي دانم كي يا چي هستم.
من نمي دانم پيتر سلرز كيست . اين را مي دانم كه دستمزدم را به او مي دهند.
مارلون براندو : هر چقدر احساساتي تر باشيد به درنده خويي نزديك تريد. هيچ وقت به خودتان اجازه نمي دهيد چيزي را حس كنيد چون هميشه بيش از حد حس اش كرده ايد.
مريلين مونرو : مي خواهم پير شوم بي آن كه پوست صورتم را بكشم . مي خواهم اين شجاعت را داشته باشم كه به چهره اي كه ساخته ام وفادار باشم.
جرج كلوني : به پايان خوش اعتقادي ندارم. ولي به سفرهاي خوش اعتقاد دارم٬ چون كه بالاخره يا شما در جواني خواهيد مرد يا آنقدر زندگي خواهيد كرد كه ببينيد دوستانتان بميرند. اين چيز بي اهميتي ست : زندگي.